حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 208
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
كرد ولى امپراطور جواب مساعدى نداد و بعد يوستن « 1 » با هونهائيكه در شمال قفقاز سكنى داشتند بر ضدّ ايران اتّحاد نمود و لازيكا را هم به طرف خود جلب كرد ( قسمت غربى گرجستان امروزى در كنار درياى سياه به لازيكا موسوم بود ) در 526 م . قشون ايران داخل گرجستان و لازيكا شده اين صفحات را اشغال نمود روميها هم بارمنستان ايران آمدند ولى نه در اينجا موفّق شدند و نه در بين النّهرين دو سال بعدباز جنگى روى داد و بىليزار « 2 » سردار نامى بيزانس شكست خورد يوستىنين « 3 » در نتيجه اين احوال دو هزار نفر بر قشون رومى افزود و از مردمان شمالي موسوم به ( ماساژت ) ها قشون داوطلب گرفته مهيّاى جنگ جديدى گرديد سردار ايرانى فيروز مهران به دارا رفت و در حوالى آن جنگى بين فريقين روى داد تيراندازان ايرانى مهارت خود را نشان دادند و وقتى كه تيرهايشان تمام شد جنگ تن به تن با روميها نموده ميمنه و ميسره رومى را مغلوب كردند و ليكن در هردو دفعه ماساژتهاى تازهنفس بكمك روميها آمدند و ايرانيها عقب نشستند ولى تلفات رومىها بقدرى بود كه بىلىزار ايرانيها را تعقيب نكرد اين جنگ با وجود اينكه ظاهرا به بهرهمندى روميها تمام شد اهميّت زياد داشت زيرا ثابت كرد كه قشون بيزانس نسبت بسابق ضعيف شده و اگر ماساژتها نبودند حتما شكست مىخورد و نماياند كه ايرانيها در فنّ جنگ نسبت بسابق خيلى ترقى كردهاند از اين جهت پافشارى و اطاعت نظامي ايرانيها باعث تعجّب بىلىزار سردار نامى بيزانس گرديد در 531 م . باز قشون ايران عازم سوريّه گرديد و بىلىزار با لشگرى كه از طوائف رومى و غير رومى مركّب بود راه را بر ايرانيها گرفت و در نتيجه جنگى در كالّينيكوس « 4 » روى داد كه قشون رومى شكست خورد ولى ايرانيها نتيجهاى از اين جنگ نگرفتند زيرا به زودى خبر فوت قباد رسيد و قشون ايران به طرف دجله حركت كرد خلاصه آنكه جنگهاى قباد با روم شرقى نتيجه نداد و بنابراين طرفين باوضاع
--> ( 1 ) - JUSTIN ( 2 ) - BILISARE ( 3 ) - JUSTINIEN ( 4 ) - CALLINICUS